وخدایی که دراین نزدیکیست...

وخدایی که دراین نزدیکی است:

لای این شب بوها،پای آن کاج بلند

روی آگاهی آب،روی قانون گیاه

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه،مهرم نور 

دشت سجاده من

من وضو باتپش پنجره ها می گیرم

در نمازم جریان دارد ماه،جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نمازم را وقتی می خوانم 

که اذانش راباد گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم راپی تکبیرةالاحرام علف می خوانم

پی قدقامت موج

کعبه ام برلب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست

کعبه ام مثل نسیم،می رود باغ به باغ،می رود شهر به شهر

حجرالاسودمن روشنی باغچه است

[ چهارشنبه ۸ آذر۱۳۹۱ ] [ 18:49 ] [ زهرا ]

[ ]

تاخدافاصله ای نیست بیا...


تاخدافاصله ای نيست بياباهم ازپيچ وخم سبزگياه تاته پنجره بالا برويم وببينيم خداپشت اين

 پنجره لحظه ای کاشته است!تاخدافاصله ای نيست بياباهم ازغربت اين نادانی سوی انديشه

 ادراک افق مثل يک مرغ غريب لحظه ای پربزنيم کاش مي شدهمه ی سطح ،پرازروزن

 دل،بسترسبز علف های مهاجر می شدياهمان فهم عجيب گل سرخ، ياهمين پنجره ی

گردغروب،تامراباتوازاين سادگی مبهم ترس ببرد،تاخودآرامش احساس پرازفهم وصال!

تاخدافاصله ای بوداگرمن چه ميدانستم که اقاقی زيباست؟!يااگربود که من لای اوراق پرازسجده

برگ رمزتسبيح!نمی نوشيدم!وازآن رويش مرطوب شعورمن وتو دردل گرم وپرازشور اميد

خطی ازعشق نميفهميدم! من به پرواز خدا؛دردل من؛دردل تومثل هرصبح پرازآيه نور؛بارها!

معتقدم...

[ چهارشنبه ۸ آذر۱۳۹۱ ] [ 18:35 ] [ زهرا ]

[ ]

نظر

لطفا نظربدهید

[ شنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 19:45 ] [ زهرا ]

[ ]

به یاد قدیمااا

قبلا میومدم تو وبم وفکرامو بلند بلند میگفتم

چند وقتیه که دیگه اینکار رو دوس ندارم اومدم بگم

از روزی که نوشتن توی این وبو شروع کردم تقریبا چهارسالی میگذره و رکود من توی زندگیم از اومدنم به این وب شروع شد

نه اینکه کسی غیر از خودم مقصر باشه نه ولی بایکم فکر کردن روی کارهایی که انجام میدادمـ میتونستم جلوی این روند رو بگیرم واینو گفتم که شما ها اینطوری نشید حداقل شما هرروز برای خودتون اهداف تازه تعیین کنید برای بهتر شدن ورسیدن به اهداف بزرگتر

[ پنجشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۴ ] [ 18:11 ] [ زهرا ]

[ ]

به یاد قدیمااا

قبلا میومدم تو وبم وفکرامو بلند بلند میگفتم

چند وقتیه که دیگه اینکار رو دوس ندارم اومدم بگم

از روزی که نوشتن توی این وبو شروع کردم تقریبا چهارسالی میگذره و رکود من توی زندگیم از اومدنم به این وب شروع شد

نه اینکه کسی غیر از خودم مقصر باشه نه ولی بایکم فکر کردن روی کارهایی که انجام میدادمـ میتونستم جلوی این روند رو بگیرم واینو گفتم که شما ها اینطوری نشید حداقل شما هرروز برای خودتون اهداف تازه تعیین کنید برای بهتر شدن ورسیدن به اهداف بزرگتر

[ پنجشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۴ ] [ 18:10 ] [ زهرا ]

[ ]

قضا شدن نماز وحس ناراحتی ناشی از اون

پرسیدن این سؤال که اینقدر کارداشتی؟؟؟

دو دقیقه خوندن نماز وحرف زدن بابهترین وعزیزترین جهان

پی بردن به بی معرفتی نسبت به خدا 

خدایا ببخش که اینقدر بنده بی معرفتی ام

[ سه شنبه ۱۵ دی۱۳۹۴ ] [ 17:22 ] [ زهرا ]

[ ]

اضطراب اضطراب شده حال و روز این روزای من چقدر دوس دارم همه چیزو رها کنم ازاین فشارها خسته ام

[ سه شنبه ۱ دی۱۳۹۴ ] [ 23:52 ] [ زهرا ]

[ ]

یه دردی توی قفسه سینه حس میکنم

انگاری قلبم داره متلاشی میشه

امان از عصبانیت لحظه ای و زود قضاوت کردن

اشتباهات همیشه قابل جبران نیستن 

گاهی آبروی یک نفر میریزه وگاهی هم دل یه نفر میشکنه

و تو هزار بار به خودت میگی کاشکی درمورد کارم بیشتر فکر کرده بودم ای واییییی.....

[ سه شنبه ۲۴ آذر۱۳۹۴ ] [ 6:1 ] [ زهرا ]

[ ]

یه عالمه اتفاق خوب میتونه بیفته

وقتی که بخای،بدونی وبتونی که کاری رو انجام بدی

وافسوس از زمانی که بخای ولی ندونی ونتونی چه طور 

کاری رو که میخای انجام بدی بی انگیزه شدم 

دیگه امیدی به خودم ندارم هرچی سعی کردم 

نشد وشاید دیگه نشه ومن میشم یه آدم معمولی 

بی دغدغه یه آدم مرده یه آدمــــــــــــ ولش کن هیچی

[ پنجشنبه ۱۹ آذر۱۳۹۴ ] [ 19:15 ] [ زهرا ]

[ ]

دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز

دلم تنگ شده کاش یه راهی برای رفع دلتنگی پیدا میشد

دلتنگی از شرایط زندگی شرایط درسی وهزار عامل ریز ودرشت دیگه

[ پنجشنبه ۱۹ آذر۱۳۹۴ ] [ 0:25 ] [ زهرا ]

[ ]

تعداد روزای بی حوصله بودنم زیاد شده اینقدر که ازارتباط بادیگراان دوری میکنم نه اینکه بهشون بی علاقه باشم اصلا اینطورنیست ولی فعلا نمیتونم پذیرنده دیگران باشم دلم تنهایی میخاد

[ چهارشنبه ۱۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 19:57 ] [ زهرا ]

[ ]

هرفرد نهایتا دربرابر خودش مسئول است

 بعضی آدمها دلی کوچک وحساس دارند 

وآنوقت است که ازعهده مشکلات خودت به سختی برمی آیی به قول خودمان باکلی جان کندن ودیگر نمیتوانی پذیراوشنونده درد دیگری باشی چون درد های خودت هم بردوشت سنگین است وتوانی برای مواجهه با مسائل دیگری برایت نمیماند وآنجا تصمیم میگیری که تنها مسئولیت مشکلات خودت را برعهده بگیری چون هرفرد نهایتا دربرابر خودش واعمال خودش مسئول است واین حقیقتی است که بعضی دیگر نمیخواهند قبول کنند

 

 

[ دوشنبه ۲ آذر۱۳۹۴ ] [ 23:37 ] [ زهرا ]

[ ]

تمام روزایی که میتونست قشنگ ترین اوقات عمرم باشه توحسرت درکنار دیگری بودن گذشت

روزایی که میتونستم کارهایی برای به کمال رسیدن انجام بدم وآدم موفق تری بشم ولی متأسفانه اینقدر درگیر احساسات شدم که یادم رفت عقلی هم هست زندگی هم هست موفقیت وفردیتی هست همیشه تو خیالات خودم

سیر میکردم اونقدر که گذرزمان اصلا برام مهم نبود ولی تصمیم گرفتم به فکر خودم باشم اونی که اونطور که باید بعش اهمیت ندادم البته نه اینکه خودخواه شم نه اصلا ولی توی الویتم اول خودمم بعد دیگران

هیچ. وقت نخاستم ونمیخام کسی رو اذیت کنم ولی این حق منه که براساس میزان علاقم بادیگران باشم

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ۱ آذر۱۳۹۴ ] [ 1:7 ] [ زهرا ]

[ ]

میخندم

به خودم وکارهام

به گیج بازی هام که درعین جمع بودن حواس ازم سر میزنه

ذهنم گنجایش فکر کردن به خاطرات گذشته رو نداره

گاهی گیج بازی هام نگران کننده اس

گاهی فراموش کردنها خطرناک اند

 

[ دوشنبه ۱۸ آبان۱۳۹۴ ] [ 20:48 ] [ زهرا ]

[ ]

برای عشقم

هنوز عادت به تنهایی ندارم

باید هرجوریه طاقت بیارم

اسیرم بین عشق وبی خیالی

چه دنیای غریبی بی تو دارم

[ یکشنبه ۱۰ آبان۱۳۹۴ ] [ 10:35 ] [ زهرا ]

[ ]

حال عجیبیه دل بریدن از چیزایی که یه روز تمام زندگیت بهشون وابسته بوده

به دنبال آسایش نیستم وهیچ وقت نبودم

فقط میخواستم درهر شرایطی آرامش داشته باشم وبتونم حفظش کنم

دل بریدم چون چیزایی که بهشون وابسته بودم باوجود خوب بودن برای خودم ودیگران مضر بودن

ولی از امروز باخودم رو راستم دیگه هیچ وقت نمیخام به خودم دروغ بگم وتوهم خوشحالی بزنم

این روزا حس خوبی دارم چون باخودم رو راستم وچیزی که برام مضر باشه رو به سرعت میزارمش کنار

 

[ شنبه ۹ آبان۱۳۹۴ ] [ 12:25 ] [ زهرا ]

[ ]

ناآرامم وآرامشم تویی

کاش بیایی وغم دل با تو بگویم

 

[ جمعه ۸ آبان۱۳۹۴ ] [ 22:57 ] [ زهرا ]

[ ]

منو به حال من رها نکن تو هم به مرز این جنون برس

اگه هنوزم عاشق منی خودت به داد هر دومون برس

من از تصور نبودنت رو شونه ی تو گریه می کنم

منی که دل بریدم از همه ببین برای تو چه می کنم

تمام عمر رد شدم ازت ببین کجا شدم اسیر تو

به پشت سر نگاه نمی کنم که برنگردم از مسیر تو

به حد مرگ می پرستمت ولی برای عشق تو کمه

خودت به من بگو بهشت تو کجای این همه جهنمه

 

[ جمعه ۸ آبان۱۳۹۴ ] [ 22:55 ] [ زهرا ]

[ ]

خداروشکر محرمتو دیدم دوباره آقاجون

نمردم ودیدم که چشام بارون میباره آقاجون

[ جمعه ۲۴ مهر۱۳۹۴ ] [ 19:21 ] [ زهرا ]

[ ]

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو سرودن مرا کم است
اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم بپای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است
بها کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

 

♫♫♫♫♫♫

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو سرودن مرا کم است
اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

 

[ چهارشنبه ۸ مهر۱۳۹۴ ] [ 12:46 ] [ زهرا ]

[ ]

لبریز حقایق

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که بادرد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است 

[ چهارشنبه ۸ مهر۱۳۹۴ ] [ 12:42 ] [ زهرا ]

[ ]

خداونداااااااااااااااااااا

خداوندا!!

تومیدانی که انسان بودن وماندن دراین دنیاچه دشوار است

برای آنکس که انسان است واز احساس سرشار است

                                                                         دکتر علی شریعتی

[ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ ] [ 16:6 ] [ زهرا ]

[ ]

کافر اگر عاشق شود...

ازکفرمن تادین تو

راهی به جز تردید نیست

دلخوش به فانوسم مکن 

اینجامگر خورشید نیست

باحس ویرانی بیا

تابشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر از 

تکرا طوطی وار من

بی جستجو دیوانه وار

از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل 

محوسعادت می شود

باعشق ان سوی خطر 

جایی برای ترس نیست

درانتهای موعظه

دیگر مجال درس نیست

کافر اگرعاشق شود 

بی پرده مؤمن می شود

چیزی شبیه معجزه 

باعشق ممکن می شود

[ دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ ] [ 18:53 ] [ زهرا ]

[ ]

عمریست پادشاها کز می تهیست جامم

اینک زبنده دعوی وز محتسب گواهی

[ جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 17:12 ] [ زهرا ]

[ ]

معاشران گره اززلف یاربازکنید

شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید

حضورخلوت انس است ودوستان جمعند

وان یکاد بخوانید ودر فراز کنید 

رباب وچنگ ببانگ بلند می گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

بجان دوست که غم پرده بر شماندرد

گر اعتمادبر الطاف کارساز کنید

میان عاشق ومعشوق فرق بسیار است

چویار ناز نماید شما نیاز کنید

نخست موعظه پیر مجلس این حرفست

که ازمصاحب ناجنس احتراز کنید

هرآنکسی که دراین حلقه نیست زنده به عشق

براونمرده به فتوی من نماز کنید

اگر طلب کند انعامی از شما حافظ

حوالتش به لب یار دلنواز کنید

[ جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 0:4 ] [ زهرا ]

[ ]

دلم هوای تورا دارد آقاجون

[ پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲ ] [ 23:31 ] [ زهرا ]

[ ]

پروردگارم مهربانی وآرامش ام را از تووام گرفته ام

ممنونم که مرا سرشار ازمهر وآرامش کردی

[ یکشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۲ ] [ 19:34 ] [ زهرا ]

[ ]

گاهی فقط...

گاهی فقط باید به صدای قلبت گوش کنی

نه استدلالهای گمراه کننده دیگران

گاهی فقط باید به چشم آدمها نگاه کرد تابه درونشان پی برد

نه به حرفهای آنها

گاهی فقط باید به عقلت بها بدهی

نه به احساساتت

نگاه کن که درهرلحظه باید چه کنی تادرست باشد آن لحظه ای است که باید به باطن وقایع توجه 

کنی ونباید ظاهر بین باشی

[ جمعه ۱۸ بهمن۱۳۹۲ ] [ 17:40 ] [ زهرا ]

[ ]

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که تودربرون چه کردی که درون کعبه آیی

[ سه شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 11:48 ] [ زهرا ]

[ ]

یه جمله طنز اما نشان دهنده واقعیت

زندگی از تو الگومیگیره:


ز:زاویه نگاهت،ن:نوای کلامت،د:دنیای آروم قلبت،گ:گرمی محبتت،ی:یارو سرکاری بابا!

[ سه شنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 11:39 ] [ زهرا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید